السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شوشترى زاده )
6
نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى )
و به اين جهت بود كه سخن امام عليه السلام و پاسخ فرزندش در دلهاى بنى هاشم آتش ايمان را شعله ور ساخت . آنان براى ديدار خدا مهيّا مىشدند . . . كاروان در سرزمين كربلا توقف كرد . واقعه عاشورا نزد خاندان وحى ، حديث شناخته شدهاى بود . هنگاميكه رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه دخترش فاطمه زهراء و در كنار امام على عليه السلام و حسن و حسين عليهما السلام نشست ، لبخند شكر و سپاس بر لبش نمايان گشت . و چرا خشنود نباشد كه دخترش سرور زنان دوجهان است و ديگرى جانشين او و سرور آفريدگان پس از رسول است و آن دو نيز نواد گانش و سروران جوانان بهشت . اين بزگترين نعمتى است كه خداوند سبحان به فرستادهاش عنايت فرموده است . و پيامبر از اين مسأله بسيار خشنود بود . اما جبرئيل از آنچه پس از او برخاندانش و به ويژه امام حسين عليه السلام خواهد گذشت ، خبرش داد . پس پيامبر در گوشه اى از خانه به نماز ايستاد و در سجدهء آخر آن بسيار گريست . هيچ كس ازما ( روايت كنند امام على عليه السلام است ) از او سؤالى نكرد . پس حسين برخاست و در دامان پيامبر نشست و گفت : اى پدر ، وارد خانه شدى و هيچ چيز براى ما شاد كنندهتر از آن نبود ، سپس گريستى و مارا نيز غمگين ساختى ، گريه تو ازچه بود ؟ پيامبرگفت : پسرم ! جبرئيل عليه السلام به من خبر داد كه